نقش فرهنگ ايثار و شهادت در ارتقاي دانايي جامعه
مقدمه
فرهنگ را از عموميترين، پيچيدهترين و مهمترين مفاهيم علوم انساني ميدانند. فرهنگ برابر با تمدن و ابزارها، راه و طريق زيستن، ارزشها، باور داشتها، آرمانها و طريق بروز و ظهور آنهاست. فرهنگ در همه فعاليتهاي بشري جريان دارد و از اين رو كليه سياستهاي جامعه داراي بعد فرهنگي ميباشد.
اقتصاد دانان توسعه در حال حاضر براي سرمايه اجتماعي و انساني، ارزش بسيار بالايي قائل شدهاند. (كميسيون فرهنگي كشورهاي اروپايي، 2002)
فرهنگ ایثار و شهادت که نشأت گرفته از شهداء ، این انسانهای پاک و مخلص که جزء معبود خود چیزی ندیدن و جان خویش را در راه خدا و ارزشها نثار کردند. به تعبیر قرآن این افراد جزء با کرامت ترین افراد برگزیده شده اند ودر نزد خدای خویش دارای مقام و مرتبه با ارزشی هستند. روحیه ایثار ، فداکاری و از خود گذشتگی بجای خود بینی فرهنگی است که در بین شهدا بروز و ظهور کرده است.
قرآن به منزله كامل ترين كتاب آسماني كه به واقعيت هاي مربوط به انسان و جهان پرداخته وقوانين حاكم بر نظام هستي را بيان داشته درباره انسان به مثابه اشرف مخلوقات و احسن الخالقين سخني گفته است. در واقع هيچ كتاب آسماني به اندازة قرآن به مبحث انسان و كرامت او نپرداخته است و اين حاكي از توجه ويژة خالق جهان، و قرآن به انسان است. در سوره تین آیه 4 خداوند می فرماید:" لقد خلقنا الانسان في احسن تقويم " حقيقتاً ما انسان را در بهترين بنيان آفريديم.
اگر بخواهیم به مفهوم مدیریت دانایی نگاهی بیاندازیم باید گفت که اساس دانایی بر کرامت انسانی استوار است. و جامعهي كه داراي ارزشهایي بمانند ؛ ايثار، شهادت، عدالت و آزادگی باشد خود دانايي محوري را در عرصه عملي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي تجربه كرده است و براساس دانايي محوري راه توسعه اقتصادي و ساير بخشها را دنبال ميكند.(محنت فروجعفری صمیمی،1387)
در این عرصه فعلی و دنیای کنونی که به محیط عدم قطعیت مطرح شده است. هیچ چیز را نمی توان بطور قطع و یقین پیش بینی کرد. و تنها توجه و تمرکز سازمانها می تواند بر روی انسانها باشد. دیگر تکنولوژی بعنوان مزیت برای سازمانها مطرح نیست . با این وجود تنها راه پیشرفت و توسعه در این دنیای پر تلاطم داشتن انسانهایی دانشگر با توانایی بالا هستیم.
در این مقاله ، مفاهیم ارزشی بعنوان فرهنگی غنی در جامعه ، ابزاری در جهت توسعه و پیشرفت کشور مطرح شده است . و برای تحقق آن احتیاج به تلاش و کوشش توأم با دانایی و دانش می باشد.
مفاهيم فرهنگ:
فرهنگ، مبدأ همه خوشبتيها و بدبختيهاي يك ملت است... راه اصلاح يك مملكت، فرهنگ آن مملكت است. اصلاح بايد از فرهنگ شروع شود. (سخنان امام (ره) در جمع اعضاي نهضت سواد آموزي سال 60)
اگر بخواهيم تعاريف ديگري از فرهنگ با همه پيچيدگيها و ابهامات آن مطرح نماييم. فرهنگ را پرورش رو به كمال استعدادها ميگويند كه توسط "هردر" فيلسوف و يزدانشناس آلماني مطرح گرديد از نظر "هردر" آنچه در طول تاريخ بشريت به وجود آمده و در طول زندگي ملتها موجود بوده، فرهنگ است و فرهنگ والاترين مرحله توسعه بشريت در زندگي يك ملت است (پهلوان ،1358)
از ديدگاه علامه محمدتقي جعفري فرهنگ حاكم بر يك جامعه، عبارت است يك مقدار بايستگيها و شايستگيهايي است كه همه شوون حيات انساني را پوشش ميدهد. (مجموعه مقالات دومين سمپوزيوم جايگاه تربيت ، 377)
بيشك بالاترين و والاترين عنصري كه در موجوديت هر جامعه دخالت اساسي دارد فرهنگ آن جامعه است. اساساً فرهنگ هر جامعه هويت و موجوديت آن جامعه را تشكيل ميدهد. حال اگر فرهنگ براساس ارزشها آن هم ارزشهاي معنوی در جامعه تسرّي يابد شاهد شكوفايي و رشد خواهيم شد. بنابراين در مقوله فرهنگ بحث ارزشهاي انساني از مهمترين و اساسيترين وظايف است كه بر دوش مسئولان فرهنگي جامعه قرار دارد.
فرهنگ ايثار و شهادت به عنوان بالاترين و والاترين ارزشهايي است كه در هر جامعهاي ميتواند حضوري جدي و اساسي داشته باشد. اين فرهنگ نشأت گرفته از ارزشهایي بوده که نزد افراد جامعه مقبول و با اهمیت ميباشد. شهدا و ايثارگران باپشتوانه ایمان الهی اين فرهنگ ارزشي را براي رسيدن به جامعهي پويا و توسعه يافته هموار كردهاند.
فرهنگ ايثار و شهادت:
تعريف شهادت:
واژه شهيد به معناي شاهد، گواه و كشته شده در راه خدا آمده است. در قرآن كريم واژه شهيد با معاني مختلف بيان شده است.
اگر فرد مرگي را انتخاب كند كه داراي دو مشخصه باشد در اسلام از او به عنوان شهيد ياد ميكنند: اول اینکه در راه خدا كشته شود، ودوم مرگي آگاهانه داشته باشد. در غير اين صورت اگر فردي صرفا در جنگ كشته شود، در ديدگاه اسلام شهيد محسوب نميشود. پس كشته شدن آگاهانه و در راه خدا شهادت محسوب ميشود. ( باقري و ميري ، 1378،2:377)
تعريف فرهنگ شهادت:
عبارتست: از مجموعه آگاهيها، باورها، آداب و اعتقادات و اعمالي كه موجب وصل انسان به عاليترين و والاترين درجه كمال، يعني قرب وصال حق ميگردد. هر گونه آثار باقيمانده از شهدا اعم از مکتوب و غیر مکتوب شهید ، سیره و روش عملی و بالاخره تربت پاک و مقدس آنان بخشي از اين فرهنگ ميباشد. ( باقري و ميري ، 1378،2:377)
مفهوم ايثار:
ايثار يعني نثار، نثار هر چيز اعم از مادي و معنوي که از دیدگاه قرآن به دو شرط زیر بیان شده است:
1ـ در عين نيازدرقرآن كريم آمده است: «ويوثرون علي انفسهم و لو کانوا بهم خصاصه»[3] ايثار ميكنند بر نفسهايشان ولو به آن نياز داشته باشند.
2ـ شرط دوم نيت عمل است. انگيزه عمل فقط و فقط بايد قرب و نزدیکی به خداوند باشد و هيچ انگيزه غير خدایی در آن نباشد. در سوره مباركه دهر آمده است: «و يطعمون الطعام علي حبه مسكينا و يتيما و اسيرا، انما نطعكم لوجه ا... لا نريد منكم جزائاً و لا شكورا»[4] به نيازمندان طعام ميدهند صرفاً به خاطر خدا و رضاي او و بدون توقع و درخواست هيچ پاداش يا چشم داشتي از كسي.(احمدی، 1386، 49-5)
جايگاه فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه:
با نظر به مفهوم ايثار و شهادت كه جزء باارزشترين مفاهيم فرهنگی در فرهنگ اسلامي ـ ايراني بحساب می آید. كه در صورت تحقق يافتن در جامعه ميتواند آن را به سمت تعالي و پيشرفت سوق دهد. وازسرگرداني در جاده توسعه نجات دهد. به جرأت ميتوان گفت كه هر فرهنگي كه عناصر ارزشي در آن حاكم باشد راه پيشرفت و توسعه را سهلتر طی خواهد کرد.
در اين جامعه نگاه افراد به هم و به اهداف كشور يك نگاه خردمندانه ارزشي و جمع گرا ميباشد. افراد منافع گروه را بر منافع شخصي خود ترجيح ميدهند و در راستاي اهداف ملي گام بر ميدارند. و آن حادث نميشود مگر در كنار آن مباني ارزشي و ديني مردم يك كشور را در نظر گرفت.
چگونگي گسترش فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه:
براي پاسخ به اين سؤال ابتدا يك بحث كوتاه و اجمالي از دو مفهوم علوم اجتماعي يعني «جامعهپذيري» و «فرهنگ پذيري» مطرح ميگردد.
جامعهپذيري:
جامعهپذيري[5] يا اجتماعي شدن جرياني است كه از طريق آن فرد با هنجارهاي جامعه آشنا ميشود، آن را ميآموزد و به مرحلهي اجرا در ميآورد تا بتواند متناسب با هنجارهاي گروه و جامعهاي كه در آن به سر ميبرد، زندگي كند پس جامعهپذيري جرياني است كه فرد عملاً با زندگي گروهي هم سازي ميكند بنابراين فرد جامعهپذير كسي است كه بر اثر هم نوا شدن با هنجارهاي گروهي، وظايف گروهي را پذيرفته و راههاي همكاري را شناخته و بدين سبب داراي رفتاري است كه مورد پسند گروه است. (وثوقي و نيك خلق 1374، 125ـ 124)
فرهنگ پذيري
فرهنگپذيري[6] جريان تدريجي و عميق جامعهپذيري است. اگر جريان جامعهپذيري عميقاً صورت گيرد و دوام آورد، افراد رفته رفته در زندگي مشترك جامعه خود سهيم ميشوند، راه و رسم آنها را ميآموزند و خود را با آن سازگار ميسازند و مانند ساير اعضاي جامعه ميگردند. بنابراين فرهنگپذيري جرياني است كه فرد زمينههاي فرهنگي را ميشناسد و به طور ژرف و عميق ميپذيرد و خود را با آن سازگار ميكند. در صورت فرهنگپذير شدن، فرد كمتر دچار تناقض، سرگرداني و حيراني ميگردد و در حقيقت در ذهن و عمل خويش كمتر تفاوت ميبيند. آنچه را اعتقاد دارد عمل ميكند و آنچه را عمل ميكند كه به آن معتقد است. و لذا دچار نابساماني و يا ناهنجاري رفتاري نميگردد. (وثوق و نيك خلق ،1374، 125).
در جامعهاي كه روح ايثار و از خودگذشتگي حاكم باشد و افراد جامعه بر اين باور رسيده باشند كه رفع مشكلات همنوع خود در جامعهگويي به عنوان مشكل خود تلقي ميگردد.
نمونهاي از اين ايثار و از خودگذشتگي را ميتوان در دوران دفاع مقدس ملاحظه كرد. و باعث تعامل و همبستگي زيادي در بين رزمندگان گرديد و توانست بر تجهيزات و امكانات بسیاردشمن غلبه كند. هر چند ايجاد روحيه تعامل در جامعه بايد ابتدا از طريق مسئولان نظام نهادينه شود. و از اين طريق به سطوح مختلف جامعه تعميم داده شود.
فرهنگ ايثار و شهادت به عنوان يك سرمايه اجتماعي عظيم از بسياري از سرمايههاي اقتصادي ديگر برتري دارد. اگر به آن توجه ويژهي شود.
در جامعهي كه مفاهيم ارزشي همچون : ايثار، شهادت، عدالت و... حاكم شود باعث كرامت انساني ميگردد. در اين جامعه ديگر به انسانها به عنوان يك ابزار يا وسيله نگاه نميشود. در اين جامعه هست كه خلاقيت و نوآوري رشد كرده و باعث توسعه ميگردد.
مفهوم دانش و دانایی :
دانايي را فرآيند استفاده بهينه از سرمايههاي فكري تلقي مينمايند. مديريت دانايي فرآيندي است كه از طريق آن، سازمانها ارزش داراييهاي فكري و دانش خود را توسعه داده و يا چنين دارايي را ايجاد مينمايند. (توسعه مديريت ـ شماره 21 ـ آبان 80)
دانش در واقع دارایی کلیدی شرکت است . ارزش واقعی شرکتها بیشتر به عقاید ، دیدگاهها و اطلاعات واقع در ذهن کارکنان و در بانکهای اطلاعاتی بستگی دارد.(تافلر،1993)
پیتر دراکر می گوید: تنها (یا حداقل مهمترین)منبع ثروت در جامعه فراسرمایه داری دانش و اطلاعات است(دراکر،1993)
با نظر با اینکه قرن حاضر تکیه بر دانش را سر لوحه خویش قرار داده باید به این نکته توجه داشت که پیاده سازی دانش در سازمانها صرفا بوسیله نیروی انسانی انجام می گردد .
به قول نظامی :
هرکه در او جوهر دانایی است بر همه کاریش توانایی است
به طور كلي داراييهاي فكري يا دانايي در دو طبقه صريح و ضمني قرار ميگيرند.
1ـ داراييهاي فكري يا دانايي صريح: معمولاً استفاده همگاني داشته و به صورت مستند ميباشد. اطلاعاتي كه در بانكهاي اطلاعاتي و بايگانيها وجود دارد، برنامههاي تجاري، تحقيقات بازاريابي و فهرست مشتريان از اين قبيل ميباشند. اين موارد را ميتوان با كمك تكنولوژي اطلاعاتي تهيه كرد.
2ـ داراييهاي فكري يا دانايي ضمني: در افكار انسانهاست، انسانهايي كه به عنوان مديران، كارمندان، كارگران، مشتريان، فروشندگان مواد اوليه، توزيع كنندگان، قانونگذاران، بانكداران و غيره با ما ارتباط دارند. تكنولوژي ارتباطي و بازاريابي ارتباطي ميتواند بر توسعه و ايجاد ارزش اين نوع داراييها كمك نمايد. آنچه كه مسلم است شناسايي، ايجاد و مديريت دانايي ضمني براي اكثر سازمانها كار سختي است.
تكنولوژي اطلاعاتي صرفاً از مديريت دانايي پشتيباني مينمايد و به عنوان ابزاري در اختيار مديريت دانايي ميباشد. در حقيقت تكنولوژي اطلاعاتي ميتواند يك مزيت موقت در سازمان يا جامعه ايجاد نمايد. ولي آنچه مسلم است در بلند مدت افزايش بهرهوري پيشرفت جامعه صرفاً از طريق منابع دانايي به صورت خلاق و نوآور امكانپذير خواهد بود.
براي رسيدن به دانايي ما ناگزير هستيم كه بر روي فرهنگ جامعه تمركز نماييم هر چند مقوله فرهنگ از مباحث بسيار گسترده و كلان در هر جامعه ميباشد.
نتيجهگيري:
در دنياي كنوني كه دائماً در حال تغييرات و تلاطمات غير قابل پيشبيني بسر ميبريم ما ناگزير هستيم كه تكيه بر انسانهای دانشگر و توانا نماييم. بی اعتنایی به افراد و موضوعات فرهنگی ، بخصوص فرهنگ ارزشی که اثر مستقیم بر روی شخصیت و کرامت افراد دارد ، می تواند مسائل عمده ای را در فرآیند بکارگیری مدیریت دانایی ایجاد نماید.
در محیطی که دانش و قدرت فکر افراد ارزشمند تلقی شده و به دانایی و قدرت فکری افراد پاداش داده می شود، افراد نیز تشویق می شوند که به دنبال دانایی ضمنی رفته و تفکری انتقادی داشته باشند. مسلمأ با بی ارزش شمردن کارکنان و افراد نمی توان همکاری آنها را جلب نمود.
در حقیقت برای انگیزه دادن به افراد نیاز است تا با تاثیر بر روی ارزش های آنها راه را برای بروز خلاقیت و ابتکار باز نماییم.
کرامت انسانی زیر بنای بسیاری از مراتب ودرجات انسانی است و اساس ترقی و تکامل انسان به حساب می آید.حضرت علی (ع) می فرماید:" کسی که برای خود ارزش و کرامت قائل باشد خود را به معصیت و گناه ، زبون و خوار نمی کند"
با نظر به اهمیت قرآن به مبحث انسان و کرامت و توجه ویژه خالق جهان و قرآن به انسان می توان نتیجه گرفت با ارزشگذاري بر روي مفاهيم ارزشي همچون ایثار ، عدالت و آزادی در وجود هر فردی می توان باعث رشد شخصیت و كرامت او در جامعه گردید . در اين جامعه است كه انسانها بخود می بالند و احساس خوشنودی خواهند داشت.
تا ما نتوانیم به انسان ها كرامت ، شخصیت و ارزش را كه اساس مديريت دانايي است احیاء نماییم جامعه روی پیشرفت و توسعه را نخواهد دید.
منابع ومأخذ :
1. قرآن کریم
2. پهلوان چنگيز. 1358 . برنامهريزي فرهنگی . انتشارات پژوهشکده ی علوم ارتباطی و توسعه ی ایران
3. توسلی غلامعباس ، 1381، بحران مدیریت فرهنگی ، مجله بازتاب اندیشه شماره 23
4. وثوقی منصور و نيك خلق علی اکبر ، 1374 ، مبنای جامعه شناسی
5. روحانی مسعود، 1387 ، مجموعه مقالات همایش ملی ایثار وشهادت ، انتشارات دانشگاه مازندران
6. رشیدی حمید رضا و دیگران 1384، بررسی روند برنامه ریزی فعالیت های فرهنگی دانشگاه اصفهان طی برنامه دوم
7. علامه طباطبایی ، ترجمه تفسیر المیزان جلدسیزدهم
8. محنتفر يوسف و جعفري صميمي احمد، 1378، ايثار و شهادت، سرمايه اجتماعي و توسعه پايدار
9. میر خلیلی سید جواد ، 1388،کرامت انسانی از دیدگاه قرآن
10. منوریان عباس ، 1385، مدیریت دانش ودانایی ، مجله کارو جامعه شماره 73و74
11. هاسمان ریکاردو و رادریک هانی ، توسعه اقتصادی محصول دانایی ،ترجمه مردوخی بایزید ، مجله برنامه و بودجه ، شماره 78
12. People Organization&، تلفیق مدیریت دانایی و یادگیری سازمانی ، ترجمه بابایی ایازاله ، مجله تدبیر ، شماره 146
13. مجموعه مقالات دومين سمپوزيوم جايگاه تربيت ـ 377
14. مجله توسعه مديريت ، 1380، شماره
پر شد ز گناه کاسه وکوزه ما - شد فسق فجور کار هر روزه ما