برده داري در دنياي متمدن

از زمان فراعنه مصر ،يونان و چين سبك برده داري به شيوه اي مختلفي تغيير كرده است.گاهي به شدت و گاهي هم به آرامي ولي هميشه نظام برده داري وجود داشته است.بازار برده فروشان هميشه رونق خوبي داشته است.با كشف قاره آمريكا و استراليا و آفريقا و ورود اولين فاتحان ،تيره بختي بر مردمان اين سرزمين ظاهر شد.فاتحان ميراث داران دنياي جديد و دنياي شرارت هاي سازمان يافته با لباس زيباي تمدن و اشرافيت بود.قتل عام گسترده بوميان و به كار گرفتن اجباري آنها به رسم و فرهنگي دائمي تبديل شد.هرگونه اعتراض به شدت سركوب مي شد.برده ها از مقصد قاره هاي جديد بعنوان گالای تجارتی بارگيری مي شدند و به قاره سبز و آمريكا منتقل مي شدند.سياهان اين نژاد پَست بايد در اختيار سفيد پوستاني قرار مي گرفتن كه گويي خدايان آنها بودند و جزء دارايي آنها محسوب مي شدند.

اگر در زمان باستان برده داري فقط به اسارت تن انسانها محدود مي شد و به بهره كشي بدون مزد و به اجبار منتهي مي شد ولي امروزه برده داري به سبك هاي نوين پديد دار شده كه كمتر كسي به آن دقت دارند وآنهايي هم كه به آن مي نگرند چندان كاري از دستشان براي بهبود اين آشفته بازار ساخته نيست.هرچند نام رژيم آپارتايد آفريقاي جنوبي بعنوان شناخته ترين نظام تبيض نژادي به گوش آشناست ولي در عصري قرار داريم كه نظام آپارتايد در مقابل خيلي عظيمي از سياست سياستمداران و قوانین به اصطلاح کار روي سفيد است.به نظر می رسد اغلب قوانین برای سیطره زورمندان و اربان قدرت نوشته شده است و بر علیه مردم عادی همواره مورد استفاده قرار می گیرد. در دنیایی کنونی برده داری به سبکی نو پایه ریزی شده که همه دولت ها به سبکی خاص از آن استفاده می کنند.

 سوالی اینجا مطرح است که آیا قانون برای رفاه و آسایش بشر و جلوگیری از هرج و مرج در جامعه متمدن به وجود آمده است یا به منظور دیگری؟؟؟

برای این سوال  جواب های زیادی می توان بیان کرد.اما آن چیزی که محرز و مشخص است قانون وسیله برای رسیدن به اهداف مشخص است که هدف تعیین کننده خوب و بد بودن قانون است.

نظام هاي اقتصادي يك به يك ظهور مي كنند و نظريه هاي اقتصادي به حجمشان افزوده مي شود.اما چيزي كه دراين ميان هيچگاه مورد توجه قرار نگرفت،كرامت انسان هايي است كه براي پيشبرد اهداف اين شركت ها و نظريه ها كار مي كنند.

هم اکنون که در سال 2011 میلادی هم برده داری به شدت در جریان است.قاچاق انسان بعنوان یکی از پرسودترین تجارت های شناخته شده در جهان است.قاچاق زنان و دختران از آسیای جنوب شرقی،کشورهای اروپای شرقی و کشورهای تازه استقلال یافته از شوروی وکشورهای آفریقایی و آمریکای جنوبی برای مافیای انسان سالانه میلیون ها دلار درآمد داشته است.

اما سرنوشت این زنان و دختران به کجا ختم می شود؟؟؟

چرا حجم بالایی از قاچاق انسان مربوط به دختران و زنان است؟؟؟

آیا اصول اقتصاد تقاضا و عرضه بر میزان اینگونه قاچاق ها تاثیر گذار است؟؟؟

ميشل چن ‏Michelle Chen‏ از فعالان حقوق کارگران در ايالات متحده و يکي از اعضاي هيات تحريريه سايت تحليلي ‏In These Times  با اشاره به گزارش اخير وزارت خارجه ايالات متحده نشان مي دهد که اين کشور همچنان درصدر کشورهاي برده دار جهان قرار دارد.‏

دولت ايالات متحده براي اولين بار به برده داري مدرن در اين کشور اعتراف نمود. 150 سال پس از لغو برده داري، وزارت خارجه آمريکا اذعان نمود که در ايالات متحده انسانها همچنان به عنوان يک کالا مورد خريد و فروش قرار ميگيرند.
بنا به گزارش قاچاق انسان (2010) اين وزارتخانه، با درنظر گرفتن قاچاق انسان و واکنشهاي مدني و قانوني به آن در سطح جهان، ايالات متحده از نظر
 برده داري مدرن، در صدر کشورهاي جهان قرار مي گيرد.‏

درواقع اين گزارش بسيار دير منتشر شده است. در سال 2001 يعني زماني که واشنگتن در حال تصويب قانون ضدقاچاق انسان بود، ماريا يک زن مکزيکي تبار تجربيات خود را از برده داري جنسي در فلوريدا به کميته روابط بين الملل مجلس نمايندگان اين گونه گزارش داد: "هر يک از زنان در صورت امتناع در برابر يک مشتري، مورد ضرب و شتم واقع مي شود. اگر ما سرسختانه مقاومت کنيم، اربابان با وحشيگري تمام درسي فراموش ناشدني به ما مي دهند. ما شش روز در هفته و هر روز 12 ساعت کار مي کنيم. جسم ما خسته و کوفته مي شود. در صورت باردار شدن، وادار به سقط جنين مي گرديم و هزينه سقط جنين نيز به بدهي قاچاق شدنمان اضافه مي شود".

البته طبق اين گزارش ايالات متحده تلاش زيادي براي مقابله با قاچاق انسان از خود نشان مي دهد ولي قربانيان اين تجارت بين نيروي کار اين کشور پراکنده شده و از ديدها پنهان مي مانند: مهاجرانِ ناگزير به کار در مزارع، روسپيهاي گرفتار به بدهي قاچاق، و خدمتکاران خانگي که بدون دريافت حقوق کار مي کنند.‏

رسانه هاي ايالات متحده اغلب بر ماجراهاي دختران جواني تمرکز مي کنند که درراستاي سوء استفاده جنسي اغوا مي شوند. ولي آمارهاي دولتي نشان مي دهند که به جز قاچاق انسان براي مقاصد جنسي، قربانيان خارجي زيادي بويژه در بخشهايي همانند کار در هتلها و خدمات نظافت منازل، به کار گرفته مي شوند. برآوردها در اين زمينه متفاوت است ولي شمار قربانيان مي تواند از 12 ميليون نفر کودک و بزرگسال نيز افزونتر باشد.‏ "هر چند سازمان ملل متحد آمار ِ بردگان را دوازده ميليون نفر اعلام كرده است. اما من تصور مي كنم كه اين تنها بردگان ِ سنتي را شامل مي شود و بردگان مدرن جايگاهي در اين آمار ندارند."

 علي رغم ثروت نسبي و سيستم قضائي پيچيده ايالات متحده، به واسطه خلاء هاي موجود در قوانين کار و مهاجرت، روند برده داري همچنان رو به سوي اين کشور در جريان است. اغلب قربانيان نيز از نظرها پنهان مي مانند زيرا اينها نه تنها بخاطر تداوم زندگي بلکه براي محافظت دربرابر مراجع قانوني مهاجرت، به اربابان خود وابسته هستند. حتي جايگاه قانوني کارگرانِ داراي پرونده نيز تضمين شده نيست و ويزاهاي کاري موقت و مشکوک، قاچاق انسان را تسهيل نيز مي کند.‏
استفاني ريچارد، مدير اجرايي ائتلاف لغو برده داري و قاچاق انسان معتقدست: "ما عملا شاهد افزايش مواردي هستيم که افراد با ويزاهاي قانوني وارد ايالات متحده مي شوند ولي کارشان به قاچاق انسان خاتمه
 مي يابد ... چرا که از اين ويزاها براي وادار ساختن افراد به کارهايي خلاف ميلشان استفاده مي شود".

گزارش وزرات خارجه ايالات متحده نيز تاکيد دارد که تمهيدات ضدقاچاق انسان نبايد صرفا بر از بين بردن جرائم قاچاق معطوف شود، و اينکه يک رويکرد جامع ضمن توجه به تمامي قربانيان بايستي فرصت داشتن سرپناه، خدمات فراگير، و در مواردي کمکهاي مهاجرت را نيز در اختيار آنان قرار دهد.

گزارش مذکور، ناکامي هاي سيستماتيکي که به عطش نيروي کار ارزان قيمت -يا حتي کار آزاد- دامن مي زند را برملا مي سازد. سيينا باسکين يکي از وکلاي پروژه کارگران جنسي -که براي قانونگذاري درراستاي حمايت از حقوق کارگران جنسي قاچاق شده به نيويورک تلاش مي کند- بين اپيدمي قاچاق انسان و مهاجرت و  خط مشي هاي قانونگذاري نوعي همبستگي را خاطرنشان مي سازد. بنا به اذعان وي: "با اصلاحات فراگير در قانون مهاجرت که ويزا و دستمزد عادلانه در اختيار تمامي کارگران بگذارد، مي توان مشکل فزاينده سوء استفاده از نيروي کار را کاهش داد". لارا جرمينو هماهنگ کننده اقدامات ائتلاف ضد برده داري در مراسم اعلام گزارش وزارت خارجه اذعان داشت که ايالات متحده 20 سال پيش اعتراف نمود که :"تهديد بي وقفه برده داري که در بطن تاريخ ما جاري است همچنان نيز ادامه دارد" وي افزود: "با اين حال ما در اين زمينه هيچ پيشرفتي نداشته ايم چرا که برده داري در ايالات متحده همچنان به قوت خود باقي است".

 

برده‌داری در ایران:

از سال ۱۳۰۷ طبق قانون منع خرید و فروش برده در خاک ایران و آزادی برده در موقع ورود به مملکت ممنوع است. طبق این قانون هر کس‌انسانی را به نام برده خرید و فروش کرده یا رفتار مالکانه دیگری نسبت به انسانی بنماید یا واسطه معامله و حمل و نقل برده بشود محکوم به یک تا سه‌سال حبس تأدیبی خواهد گردید.[۱] در گذشته برده داری اساساً به شکل خانگی در ایران مرسوم بوده‌است. از ویژگیهای عمده برده داری در ایران خوش رفتاری دیدن و خانه زاد شدن و به آسانی آزاد شدن بردگان بود. این مقاله به سیر تاریخی برده‌داری در ایران می‌پردازد.

جهانگردان اروپایی قرن یازدهم از مشاهده زیاد بودن بردگان اخته و قدرت شان در دربار صفوی و خانه‌های اعیان تحت تأثیر قرار گرفته‌اند. به نوشتة شاردن، از آنها حدود سه هزار تن در دربار و عده‌ای نزد اربابان و توانگران بوده‌اند. برای رعایت احترام، آنان را «لـله» یا «استاد» می‌نامیدند. آنها به بهای بسیار زیادی خریده می‌شدند و اکثراً سفیدپوستانی از بندر مالابار در هندوستان بودند. در زمان قاجاریه (۱۲۱۰ ق ـ۱۳۰۴ ش)، بردگان سفیدپوست کمیاب شدند و پس از اندک زمانی از آنان اثری نماند، به استثنای دختران زیبای قفقازی که همچنان وارد حرمسرا می‌شدند؛ ولی فرزندان آنان، به خلاف رسم شایع اسلامی، نمی‌توانستند به تاج و تخت، که مختص پسران بانوان از تبار شاهی بود، برسند. بردگان مرد سیاهپوست، که شمارشان افزایش یافته بود، یا از حبشیان بودند که از راه عربستان آورده می‌شدند، یا از زنگیان افریقای شرقی که پس از عبور از زنگبار و مسقط و بوشهر به بازار شیراز می‌آمدند. مرگ و میر زیاد این رنگین پوستان در ایران مانع از آن می‌شد که در جمعیت کشور عامل مهمی باشند. ایرانیان طی کشمکشهای مسلحانه خود با اهالی سنی ترکستان، گاهی به عنوان اهل بدعت به بردگی کشانیده می‌شدند. در اواسط قرن سیزدهم، هنوز بسا پیش می‌آمد که هزاران اسیر جنگی ایرانی یکجا در بازار فروخته می‌شدند. در بخارا، عده‌ای از اینان که نزد صاحبانشان قدر و ارج داشتند و آزاد می‌شدند، به همه مناصب رسمی می‌رسیدند. اما عده‌ای دیگر، که کم قدرتر بودند، به خیل بردگانی می‌پیوستند که بیشترین بار کار کشاورزی در خانات خیوه بر دوش آنان بود

رفتار بردگان:

به طور کلی، در ایران با بردگان بخوبی رفتار می‌شد. به اعتقاد سایکس برای بردگان «ایران بهشت است». رفتار افغانها نیز با آنها نسبتاً انسانی به نظر می‌رسد. به سبب قیمت گزاف و جنبة تجمّلی داشتن برده، وظایف کم زحمت خانگی به آنها واگذار می‌شد. در ضمن، چون بردگان در ایران با کسی جز صاحبانشان پیوندی نداشتند، معمولاً در مقایسه با خدمتکاران آزاد مورد اطمینان و توجه بیشتری بودند. بردگان نیز، مانند خدمتکاران، غالباً عضو خانواده به شمار می‌آمدند و دون پایگی آنها موجب تحقیرشان نمی‌شد. بردگان را به مناسبتهای خانوادگی، مانند تولد یا ازدواج، یا پس از مرگ صاحبانشان آزاد می‌کردند. صاحب برده ترتیب ازدواج او را با یکی از کنیزان خویش می‌داد، و کودکانی که از این وصلت به وجود می‌آمدند با فرزندان صاحب برده بزرگ می‌شدند. بردگانی که با آنها بدرفتاری می‌شد حق شکایت داشتند و می‌توانستند تقاضا کنند که به دیگری فروخته شوند، اما فروش غلام خانگی باعث کسر شأن افراد می‌شد؛ حتی در موارد نادری هم که صاحب برده به فروش او رضایت می‌داد، یافتن خریدار مشکل بود، زیرا کسی به خریدن بردة متمرد علاقه نداشت. ضمناً در موارد سوءرفتار نسبت به بردگان، اتفاق افتاده‌است که بردگان یک شهر در مقابل خانة صاحب برده به تظاهرات پرداخته و خواستار اجرای عدالت شده‌اند. با وجود این، در جایی که قدرت نامحدود در یک طرف قضیه قرار داشته، بدرفتاری بندرت روی می‌داده‌است. در فاصلة سالهای ۱۲۵۶ تا ۱۲۵۷، چندین برده به منظور فرار از تنبیه، به سفارت انگلیس پناه بردند. در جنوب ایران، بردگانی که به کار کشاورزی واداشته می‌شدند، در حد گرسنگی مفرط و لباسهای مندرس نگهداری می‌شدند. ظاهراً مقرر بود که یک سوم محصول زمین به آنها داده شود، اما حتی از آن درصد ناچیز هم، مقدار زیادی کم می‌شد. بردگان ترکمنها نیز وضع مشابهی داشتند؛ با آنها چون شی ء منقول رفتار می‌کردند، نیمه عریان و گرسنه بودند و شبها آنها را با قلاّ ب چوبی محکمی می‌بستند و روزها نیز ناچار بودند که با زنجیر حرکت کنند. دربارة رفتار با بردگان در کشتیهای حمل برده، شواهد متناقضی هست. لوریمر (همانجا) موردی زننده از رفتار وحشیانة برده فروشان عرب را ذکر کرده‌است ؛ اما به گفتة عیسوی، «تقریباً تمام منابع متفق القول اند که حمل بردگان از افریقا به وضعی نسبتاً انسانی انجام می‌شد.» بردگان اجازة کسب مال پیدا می‌کردند و غالباً ثروت هنگفتی گرد می‌آوردند. با این حال، در بیشتر موارد ترجیح می‌دادند که خود را بازخرید نکنند

 

چندی پیش بطور اتفاقی گزارشی در خصوص گرایش شرکت ها و بنگاههای اقتصادی برای بکارگیری خانم و بانوان در مشاغل مختلف از رادیو در حال شنیدن بودم . کارشناس محترم برنامه اعلام داشتند در حال حاضر طبق آگهی های که برای جذب و استخدام خانم ها در روزنامه ها مشاهده می گردد به بیشتر از 3 برابر آقایان رسیده است و با اندکی تامل مشخص گردید که شرکت ها ی مربوطه تمایل خود برای جذب بانوان را بجهت اینکه راحتتر می توانند با آنها کنار بیایند و یا حقوق کمتری به آنها می دهند و کار بیشتر و حتی تهدید هم می توانند بکنند را نسبت به آقایان ترجیح می دهند. هر چند از دید بنده در حال حاضر وضعیت برای هر دو جنس مرد و زن تا حدی به یک شکل هست چون در جایی که شما را بدون داشتن هیچگونه حقی برای شکایت و اعتراض و همچنین بدون داشتن بیمه و حقوق دیگر، مبلغ پولی که فقط خودشان تعیین می کنند. فقط در حدی است که می تواند برای رفت و آمد و هزینه شکم افراد شود. و حتی خانم هایی که مجبورند برای کار صرفا در محیط های کاملا مردانه باشندو...

 

*ماجرایی که امروز می‌خواهم برایتان تعریف کنم ، کاملا واقعی است و به صحت آن اطمینان کامل دارم :

درست زیر گوش خودمان در همین تهران امروز ، برده‌داری وجود دارد . آدمهای پولداری پیدا می‌شوند که می‌روند و یک انسان دیگر را به بردگی خود درمی‌آورند . برده به معنی واقعی کلمه ، نه خدمتکار و مستخدم و کلفت و هر کوفت دیگری که اسمش را بگذارید . یعنی یک پولی می‌دهند و انسانی را تا آخر عمرش می‌خرند . و در ازای همه خدماتی که ازش می‌گیرند به دادن جای خواب و خوراک اکتفا می‌کنند .

دوستی تعریف می کرد که هفته پیش رفته بوده شرکت همکارش . آنجا می‌بیند که یک دختر جوان چینی مشغول رتق و فتق امور خدماتی شرکت است . چای می‌ریزد و ناهار مدیر را گرم می‌کند و با مشتریان چینی ، به زبان خودشان صحبت می‌کند و حرفهای مدیر را هم ترجمه می‌کند . از همان رفیقش می‌پرسد این دختر کیست و از کجا آوردی‌اش ؟

آقای مدیر شرکت که از قضا فرد بسیار مذهبی هم هست ( و لطفا دوستان متدین جبهه‌گیری نکنند ، من ظاهر و اعمالش را شنیده‌ام که دال بر مذهبی بودن این آدم هست .) در جواب گفته که این را از چین خریده‌ام ! به مبلغ 200 دلار ! به صاحب قبلی‌اش پول داده‌ام و با خودم آوردمش ایران . همه کار هم برایم می‌کند . کار مبادلات تجاری‌ام با چین را راه می‌اندازد . منشی شخصی‌ام هست ، خوراکم را گرم می‌کند ، روزی یک ساعت ماساژم می‌دهد ! در کارهای خانه به حاج خانوم کمک می‌کند ! دور از چشم ایشان گاهی حمام هم می‌برد مرا !!!

سپس پرسیده که ماهی چقدر بهش حقوق می‌دهی ؟ و شنیده که هیچی. فقط جای خواب و خوراک و لباسش را بدهم راضی است .... و با قهقهه تعریف کرده که بار اولی که دخترک در ایران پر/یود شده ، حتی جرات نمی‌کرده نوار/بهداشتی بخواهد .... از دستمال کاغذی استفاده می‌کرده و صاحب جدیدش وقتی موضوع را می‌فهمد که دخترک از انجام وظایف خاصش ، معذور بوده ....

همچنین در برابر چشمهای نعلبکی شده ما گفت که تازگی‌ها مد شده دخترکان ایرانی را هم به بردگی می‌برند در بعضی شهرهای ایران که دخترانش به زیبایی شهره‌اند ، روستائیانی هستند که دخترانشان را به مبلغ 500 هزار تومان می‌فروشند ... البته در قالب صیغه ، 500 تومان شیربها می‌گیرند و دختر را می‌دهند برود ..... تا آخر عمر هم سراغی ازش نمی‌گیرند و این دختران به اسم زن صیغه‌ای ولی در اصل برای کلفتی و البته انجام وظایف خاص به تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران می‌روند.

البته باید گفت که برده و برده‌داری در اسلام هم وجود دارد. حالا من نمی‌خواهم بحث کنم که زمان صدر اسلام این موضوع عادی بوده و بنا به مقتضیات روز این حکم در اسلام بوده و .... ولی هر چه بوده ، باعث شده که الان این آقای به ظاهر مذهبی خودش را محق می‌داند در استفاده از آن دخترک ... و حتی زحمت صیغه هم به خودش نمی‌دهد چون بر اساس سوالی که پرسیده ، این دختر الان در تملک این آقا هست و احتیاجی به جاری شدن صیغه عقد هم نیست ....

حالا هی بیایید برایش از حقوق برابر انسانها در اسلام حرف بزنید و اینکه امام علی گفته هر چه برای خودت می پسندی برای دیگران هم بپسند و قس علیهذا ....

فایده‌ای ندارد .... این آدمها خوب بلدند از ابزار دین به نفع خودشان استفاده کنند .

برده‌ يعني در بندگی بودن ،اختیار یک شخص در دست شخص دیگر بودن!

به نظرم بردگي هم مانند ساير مفاهيم كه در دنياي کنونی و مجازی دوباره تعريف مي شوند بايد بازنگري شود. شما را نمي دانم اما احساس بردگي همراه هميشگي من است. من برده ي خويش و جامعه ي خويشم...

 

                                                 یوسف قدیانی کارشناس ارشد برنامه ریزی فرهنگی